افتاد!

در اطراف خانه ی من

آن کس که به دیوار فکر می کند ، آزاد است.

آن کس که به پنجره .... غمگین.

و آن کس که به جستجوی آزادی است،

میان چار دیواری نشسته

می ایستد .... چند قدم راه می رود.

نشسته .... می ایستد

چند قدم راه می رود.

نشسته .... می ایستد .... چند قدم راه می رود.

نشسته

می ایستد .... چند قدم راه می رود.

نشسته .... می ایستد

چند قدم ....

حتی تو هم خسته شدی از این شعر

حالا چه برسد به او که .... نشسته

می ایستد ....

نه ! .... افتاد !

"گروس عبدالملکیان"


 ما ،

غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم ..

/ 2 نظر / 58 بازدید
llll افکت llll

دستهايت که مال من باشد هيچکس مرا ....دستِ کم نخواهد گرفت به گالري عکس ما هم سر بزنيد منتظرتم http://efect.ir

ندا

حالا فهمیدم چرا هر شب تا صبح خوابهای عجیب و غریب میبینم!! چقدر نفهم بودم !! :)